نامزد های دریافت اسکار ۲۰۰۷
25 ستاره برتر سال 2006
هر ساله در پايان سال 25 ستاره برتر و خبر ساز سال از ديد سايت IMDb انتخاب ميشوند. شما در ادامه ميتوانيد 25 ستاره برتر امسال را مشاهده كنيد ...

25. Kirsten Dunst ---------- رتبه سال قبل : 23
دلايل : بازی در فيلم Marie Antoinette و انتشار تريلر جديد Spider-Man 3

24. Reese Witherspoon ---------- رتبه سال قبل : در ليست نبود !
دلايل : برنده شدن اسكار برای بازی در Walk the Line و جدا شدن از همسرش Ryan Phillippe

23. Bruce Willis ---------- رتبه سال قبل : در ليست نبود !
دلايل : بازی در فيلم های Lucky Number Slevin ، 16 Blocks و صداگذاری انيميشن Over the Hedge

22. Daniel Radcliffe ---------- رتبه سال قبل : 18
دلايل : امسال قسمت جديدی از هری پاتر منتشر نشد اما به عنوان بازيگری كه رشد بسيار سريعی داشت و همچنين انتشار تريلر Order of the Phoenix

21. Heath Ledger ---------- رتبه سال قبل : در ليست نبود !
دلايل : بازی در فيلم Brokeback Mountain و نامزدی اسكار

20. Tom Hanks ---------- رتبه سال قبل : 24
دلايل : بازی در فيلم The Da Vinci Code

19. Zac Efron ---------- رتبه سال قبل : در ليست نبود !
دلايل : حضور در مجموعه تلويزيونی High School Musical

18. Orlando Bloom ---------- رتبه سال قبل : 11
دلايل : بازی در قسمت دوم دزدان دريايی كارائيب : Dead Man's Chest

17. Jake Gyllenhaal ---------- رتبه سال قبل : در ليست نبود !
دلايل : بازی در فيلم Brokeback Mountain

16. Emma Watson ---------- رتبه سال قبل : 15
دلايل : تنها حضور نمايشی او امسال در تريلر قسمت پنجم هری پاتر Harry Potter and the Order of the Phoenix بود.

15. Hilary Duff ---------- رتبه سال قبل : 10
دلايل : بازی در فيلم Material Girls

14. Kate Beckinsale ---------- رتبه سال قبل : در ليست نبود !
دلايل : بازی در فيلم Underworld: Evolution و همچنين نقش همسر Adam Sandler در فيلم Click

13. Christian Bale ---------- رتبه سال قبل : 14
دلايل : بازی در فيلم The Prestige

12. Rachel McAdams ---------- رتبه سال قبل : 17
دلايل : سال 2006 در فيلمی حضور نداشت اما در مجله Vanity Fair عكس عريانی از او به چاپ رسيد.

11. Jennifer Aniston ---------- رتبه سال قبل : 12
دلايل : بازي در فيلم The Break-Up و Friends with Money و روابطش با Vince Vaughn

10. Natalie Portman ---------- رتبه سال قبل : 9
دلايل : بازی در فيلم V for Vendetta

9. Paris Hilton ---------- رتبه سال قبل : 5
دلايل : دليل خاصی ندارد ! هر کجا که او حضور داشت عكاسان نيز آنجا حضور داشتند !

8. Tom Cruise ---------- رتبه سال قبل : 7
دلايل : ازدواج با Katie Holmes و قطع همكاری با Paramount و Mission: Impossible III

7. Lindsay Lohan ---------- رتبه سال قبل : 4
دلايل : بازی در سه فيلم Bobby, A Prairie Home Companion, Just My Luck و پوشش مطبوعاتی زياد از اين هنرپيشه ( ! )

6. Keira Knightley ---------- رتبه سال قبل : 8
دلايل : نامزدی اسكار برای Pride & Prejudice و حضور در قسمت دوم دزدان دريايی كارائيب

5. Scarlett Johansson ---------- رتبه سال قبل : 13
دلايل : بازی در فيلم Scoop و The Prestige و The Black Dahlia و انتخاب به عنوان سكسی ترين زن زنده از مجله Esquire

4. Brad Pitt ---------- رتبه سال قبل : 3
دلايل : روابطش با آنجلينا جولی ، 3 بار پدر شدن ، نامزدی گلدن گلاب برای Babel

3. Jessica Alba ---------- رتبه سال قبل : 6
دلايل : امسال فيلمی نداشت ، در MTV Movie Awards هم جزو برندگان بود.

2. Angelina Jolie ---------- رتبه سال قبل : 2
دلايل : بازی در فيلم The Good Shepherd ، روابطش با برد پيت ، تولد اولين فرزندش و شروع فيلم جديدش A Mighty Heart

1. Johnny Depp ---------- رتبه سال قبل : 1
دلايل : برای سومين سال متوالی جاني دپ در صدر قرار گرفت. بخاطر حضور در فيلم Pirates of the Caribbean: Dead Man's Chest و همچنين حضور در پروژه جديد تيم برتون Sweeney Todd
پايان بازی
اسامی برندگان اسكار ۲۰۰۶
بهترين فيلم : برخورد
بهترين بازيگر مرد : فيليپ سيمور هافمن - كاپوتی
بهترين بازيگر زن: ريس ويترسپون - عبور از خط
بهترين بازيگر مكمل مرد : جورج كلونی - سريانا
بهترين بازيگر مكمل زن : ريچل وايز - باغبان وفادار
بهترين كارگردان : آنگ لی - كوهستان بروك بك
بهترين فيلمنامه اورژينال : برخورد
بهترين فيلمنامه اقتباسی : كوهستان بروك بك
بهترين فيلمبرداری : خاطرات يك گيشا
بهترين تدوبن : برخورد
بهترين طراحی هنری : خاطرات يك گيشا
بهترين طراحی لباس : خاطرات يك گيشا
بهترين موسيقی متن : كوهستان بروك بك
بهترين ترانه : غرور و تعصب
بهترين چهره پردازی : وقايع نگاری نارنيا
بهترين صداگذاری : كينگ كونگ
بهترين تدوين صدا : كينگ كونگ
بهترين جلوه های ويژه : كينگ كونگ
بهترين انيميشن : والاس و گروميت
بهترين فيلم خارجی غيرانگليسی زبان : تسوتسی - آفريقای جنوبی
بهترين فيلم مستند : رژه پنگوئن های امپراتور
چشم انداز سينما در سال ۲۰۰۶
بر خلاف سالهای اخير ، بيشتر فيلم های معروف امسال ، از آن كلاسيك های هنری هستند كه بيشتر به آينده توجه كرده اند تا به حال ( و جيب تهيه كننده محترم ) . كافی است نگاهی كوتاه به اين فيلم ها داشته باشيم :
شانس اول فروش امسال دزدان دريای كارائيب ۲ با بازی جانی دپ است . فيلم مرموز و پر هزينه كد داوينچی ساخته ران هاوارد ، با حضور تام هنكس هم از مدعيان امسال است . ابر قهرمان محبوب سابق با بازگشت سوپرمن باز می گردد . فيلم شخصی تام كروز ، ماموريت : غيرممكن ۳ هم در حال توليد است . جيمز باند جديد با بازی دانيل كريگ تحت عنوان كازينو رويال اواخر سال ميلادي اكران خواهد شد . شيامالان فيلم پريانی بانی در آب را ساخته و مل گيبسون آپوكاليپتو را كه اين يكی هم مثل آثار قبلی اش ، يك فيلم تاريخی جنجالی خواهد بود . همه علاقه مندان سينما منتظرند تا فيلم چشمه را ببينند كه در مراسم سان ديگو حسابی چشم منتقدان را گرفته . افراد ايكس ۳ مملو از بازيگران و حتی ورزشكاران معروف است . معلوم نيست چه بنجلی ! ساخته اند كه می خواهند با نام های بزرگ آن را بپوشانند . رقيب امسال آنها زووم است كه سازندگان مردان ايكس شاكی شده اند دقيقاً مثل فيلم آنهاست . اليور استون با همكاری نيكلاس كيج در حال كار روی پروژه ايی درباره حوادث ۱۱ سپتامبر است . چينی ها فيلمی ساخته اند به نام ووجی با هزينه ۱۵۰ ميليون دلاری كه در آسيا بی سابقه است و حال و هوايی مشابه سه گانه پيتر جكسون دارد . براد پيت هم در نقش جسی جيمز ياغی ظاهر شده كه هنوز بر سر پسوند و پيشوند فيلم دعواست . ال پاچينو در يكی از آن تريلر های هيجانی مورد علاقه اش به نام ۸۸ دقيقه بازی كرده . ك مثل كين خواهی با بازی ناتالی پورتمن چند ماهی است اكرانش به تعويق می افتد و هنوز معلوم نيست دقيقاً كی اكران شود .
امسال سال ژانر وحشت است . هانيبال جوان ، طالع نحس ، كشتار با اره برقی در تگزاس : آغاز و جمعه سيزدهم : آغاز ، دنباله كلاسيك های معروف اين ژانر هستند . سارا ميشل گلار ، امسال بجز كينه ۲ ، فيلم اليس را هم برای ترساندن مردم در كارنامه اش ثبت خواهد كرد . اره ۳ هم در نوبت اكران است و بايد ديد اين بار سازندگانش چقدر پول به جيب می زنند . هجوم ربايندگان جسد هم بازسازی يك فيلم قديمی است كه معروف ترين فيلم امسال نيكول كيدمن خواهد بود .
بچه ها هم امسال سال پرباری خواهند داشت . گارفيلد ۲ مطمئناً بيشتر از اولی خواهد فروخت . آرتور و مينی مويس ها با بازی فردی هايمور و تار شارلوت با بازی داكوتا فانينگ ، رقبای گارفيلد در ژانر زنده-انيميشن خواهند بود . عصر يخی ۲ هم تا دو ماه ديگر اكران خواهد شد . بر فراز پرچين قرار بود شاهكار امسال دريم وركز باشد اما با مشكلات پيش آمده ، احتمالاً پولش به جيب طلبكارها خواهد رفت . پيكسار هم فيلم ماشينها را آماده كرده كه اين يكی هم ديدن دارد . البته شنيده شده والت ديزنی قصد خريد پيكسار را دارد . بايد ديد در صورت اين الحاق ، تفكرات موفق پيكسار سوار كار خواهد بود يا تفكرات شكست خورده والت ديزنی .
امسال ، برخلاف سال های قبل در ژانر كمدی خبر چندانی نيست . معروف ها فيلم ترسناك ۴ و بابانوئل ۳ هستند كه فقط آمريكايی ها می شناسندشان . تعطيلات يك كمدی زنانه با حضور كيت وينسلت و كامرون دياز است ( اخيراً يكی از نشريات خانوادگی كه در هر شماره اش چند گاف بزرگ دارد ، مدعی شده كامرون دياز و كيت وينسلت با هم برای تعطيلات! به هند رفته اند . ) . شبی در موزه كمدی امسال رابين ويليامز بزرگ است كه طی چند سال اخير ، هيچ كدام از فيلم هايش فروش نرفته . و اگر شانس بياوريم كمدی ويل اسميتی امسال تعقيب خوشبختی خواهد بود .
و اما ، از حالا رقبای اسكار ۲۰۰۶ مشخص هستند . كلينت ايستوود ، فيلم جنگی پرچمهای پدرانمان را ساخته . حقه های كثيف كه به آن لقب همه زنان رئيس جمهور را داده اند بازی سه غول اسكاری هاليوود ، مريل استريپ ، گوئينت پالترو و آنت بنينگ را در خود دارد . سوفيا كاپولا بعد از دو سال تلاش ، ماری آنتوانت را عرضه می كند . همه مردان پادشاه هم كه از آن سياسی های شان پني است شايد خجالت را كنار بگذارد و در اسكار ۲۰۰۶ حاضر شود . رابرت دونيرو هم با حضور مت ديمون و آنجلينا جولی ، چوپان خوب را ساخته كه درباره سال های اول شكل گيری سيا است . اما بزرگترين هماورد اسكار ۲۰۰۶ ، مرحوم اسكورسيزی خواهد بود . فيلم كه بازسازی يك فيلم پليسی معروف هنگ كنگی به نام امورات جهنمی است ، نامهای بزرگی همچون جك نيكلسون ، مارك والبرگ ، لئوناردو دی كاپريو و مت ديمون را همراه دارد . اگر اسكورسيزی امسال هم اسكار نگيرد ، سر داوران آكادمی را گوش تا گوش خواهد بريد .
حالا می دانيد نكته جالب ماجرا كجاست ؟ بر عكس سال ۲۰۰۶ ، در سال ۲۰۰۷ يك لشكر فيلم بازاري نوبت گرفته اند به طوری كه ممكن است بعضی تهيه كننده ها جا بزنند و اكران فيلمشان را عقب بيندازند . راكی ۶ ، لاكپشت های تغيير پذير نينجا ، گوست رايدر ، مرد عنكبوتی ۳ ، شرك ۳ ، مردان مستعمل ، هری پاتر ۵ ، چهار شگفت انگيز ۲ ، تغيير شكل دهندگان ، اينديانا جونز ۴ ، دزدان دريای كارائيب ۳ ، وقايع نگاری نارنيا ۲ و ... ، از جمله اين فيلم ها هستند . اسپيلبرگ هم بجز كارگردانی ايندياناجونز ۴ و تهيه كنندگی تغييرشكل دهندگان ، در حال كار روی زندگی نامه لينكلن است كه فعلاً تاريخ مشخصی ندارد . هالوی پيتر جكسون هم شايد سال ۲۰۰۷ آماده باشد . اما مهمترين خبر سال ، اكران اولين فيلم بزرگ جيمز كامرون ، بعد از تايتانيك ، است كه خيلی تعريفش را می كنند : جنگ فرشته آليتا .
منابع : ماهنامه دنيای تصوير
اسکاری ديگر
آوای سينما
موریس ژار : موریس ژار آهنگساز بزرگ فرانسوی در سال 1924 در شهر لیون به دنیا آمد .( او پدر ژان میشل ژار آهنگساز معروف می باشد که ژان میشل خود از بنیانگذاران موسیقی موسوم به اکسیژن می باشد و آثار موسیقی الکترونیکی او در دنیا جایگاه برجسته ای دارند .)
از آثار برجسته موسیقی فیلم موریس ژار می توان به فیلمهای زیر اشاره کرد :
1- لورنس عربستان ( اولین فیلم غیر فرانسوی که موریس ژار برای آن موسیقی ساخت و موجب شهرت جهانی او شد ) 
2- گروگان
3- دکتر ژیواگو
4- عیسای ناصری
5- کشتی نوح
6- عمر مختار
7- محمد رسول الله
8- آخرین پرواز
9- مردن در مادرید
ازمیان آثار او دوفیلم عمر مختار و محمد رسول الله برای اکثر ایرانیان شناخته شده است . به خصوص موسیقی فیلم محمد رسول الله که دارای ملودی روان و بدیعی است و سالهاست که در ذهن ایرانیان جای گرفته است .
برنارد هرمن : آهنگساز بزرگ آمریکایی است که در سال 1911 در نیویورک چشم به جهان گشود .
آثار برجسته برنارد هرمن عبارتند از:
1- همشهری کین ( اثر کارگردان بزرگ اورسن ولز )
2- مردی که زیاد می دانست ( آلفرد هیچکاک )
3- سرگیجه ( آلفرد هیچکاک )
4- روح ( آلفرد هیچکاک )
5- فارنهایت 451 ( فرانسوا تروفو )
6- مرد عوضی
7- خواهرها
8- برفهای کیلیمانجارو
اگر در میان خوانندگان علاقه مند به سینما نیز باشد مسلما با من موافقند که 5 فیلم اول از آثار برجسته سینمای دنیا می باشند و شخصا به موسیقی فیلم سر گیجه بسیار علاقه مندم زیرا بطور دقیق مفهوم عینی سردرد و سرگیجه با نتهای موسیقی به صورت فوق العاده برجسته ای شکل گرفته است .
لالو شیفرین : آهنگساز بزرگ آرژانتینی و ساکن آمریکا که در سال 1951 در بوئنوس آیرس پایتخت آرژانتین متولد شد .
آثار شاخص او عبارتند از:
1- هری کثیف ( کلینت ایستوود )
2- جن گیر 1
3- برو بیکر
4- اژدها وارد می شود ( بروس لی )
5- چهار تفنگدار
6- شکار در شهر
7- سریال تلویزیونی ماموریت غیر ممکن ( در ایران با نام بالاتر از خطر ترجمه شده است )
موسیقی سریال ماموریت غیر ممکن به گوش اغلب علاقه مندان موسیقی فیلم آشناست . استفاده از یک ترکیب اکشن و هیجانی و استفاده از میزان بندی لنگ بصورت 8/5 ملودی تاثیر گذاری را بوجود آورده است .لازم به توضیح است که در سالهای اخیر فیلمی سینمایی بر اساس سریال ماموریت غیر ممکن با بازی تام کروز ساخته شده است که البته موسیقی آن نمایی از موسیقی اصلی می باشد. در حقیقت با یک واریاسیون جدید این قطعه به شیوه هارد راک اجرا شده است که البته زیبایی اجرای قطعه با ارکستر بزرگ را ندارد.
نینو روتا : آهنگساز بزرگ ایتالیایی و متولد سال 1911 در شهر میلان می باشد . نینو روتا از آهنگسازانی است که در آثارش تابع روشی کلاسیک گونه است .
برخی از آثار موسیقی فیلم او عبارتند از:
1- رومئو و جولیت
2- پدر خوانده 1-2-3
3- جنگ و صلح
4- زیر آفتاب سوزان
5- کازانوا
از میان آثار نینو روتا موسیقی فیلمهای رومئو و جولیت و همچنین موسیقی فیلم پدر خوانده برای علاقه مندان موسیقی آشناست . نینو روتا در موسیقی فیلم پدر خوانده با الهام از نواهای محلی ایتالیا ملودی زیبا و روانی ساخته است که گوش هر شنونده ای را نوازش می دهد . استفاده از سازهای آکوردئون و ماندولین زیبایی خاصی به ملودی پدر خوانده داده است .
میکلوش رژا ( میخائیل رزا ) : آهنگساز بزرگ و شهیر مجارستانی است که در سال 1907 در شهر بوداپست دیده به جهان گشود .
آثار برجسته او عبارتند از :
1- طلسم شده ( برنده جایزه اسکار بهترین موسیقی فیلم )
2- بن هور ( برنده جایزه اسکار )
3- زندگی مضاعف ( برنده جایزه اسکار )
4- ال سید
5- پنج قبر تا قاهره
6- سفر طلایی سند باد
7- فدورا شاه شاهان
8- فروغ بی پایان
9- سودوم و گومورا
از آثار میکلوش رژا موسیقی فیلمهای بن هور ( با بازی چارلتون هستون و استفان بوید ) و ال سید ( با بازی چارلتون هستون و سوفیا لورن ) برای خوانندگان علاقه مند آشناست . رژا با استفاده و بهره گیری از موسیقی جادویی اسپانیا اثری به یاد ماندنی خلق کرده است که مشابه آن کمتر می توان در آثار دیگر آهنگسازان این عرصه یافت. تنظیم و اجرای قطعات سازهای بادی برنجی و کوبه ای در فیلم بن هور و همچنین سازهای زهی در فیلم ال سید فراموش نشدنی است . میکلوش رژا یکی از پر افتخار ترین آهنگسازان فیلم در سطح جهان می باشد .
انیو موریکونه : آهنگساز بزرگ و پر کار ایتالیایی است که در سال 1928 در شهر رم به دنیا آمده است . نام انیو موریکونه برای هر علاقه مند به موسیقی فیلم آشناست . او از معدود آهنگسازانی است که برای فیلمهای اکثر کشورهای اروپایی و همچنین فیلمهای آمریکایی موسیقی ساخته است . از آوازه او همین بس که در برخی از فیلمهایی که او موسیقی آنها را ساخته است نام او قبل از نام بازیگران آورده شده است .
آثار برجسته او عبارتند از :
1- به خاطر یک مشت دلار ( با بازی کلینت ایستوود )
2- خوب – بد – زشت ( کلینت ایستوود- لیوان کلیف )
3- توپهای سن سباستین ( با بازی آنتونی کوئین )
4- نبرد الجزیره
5- جن گیر 2
6- جیبی پر از دینامیت ( با بازی جیمز گوبورن )
7- فاشیست
8- روزهای بهشت
9- سفرهای مارکوپولو ( سریال تلویزیونی )
موسیقی فیلمهای به خاطر یک مشت دلار و خوب-بد-زشت از آثار به یادماندنی فیلمهای به سبک وسترن می باشند . هر چند فیلمهای وسترن ایتالیایی نزد فیلمسازان آمریکایی به سخره گرفته شده اند و به وسترن اسپاگتی شهرت یافته اند ولی در نزد عموم در سراسر دنیا جایگاه ویژه ای یافته اند . انیو موریکونه در فیلم وسترن خوب-بد-زشت با استفاده از سوت – گیتار الکتریک –ناقوس و ارگ شیوه خاصی را در این سبک بوجود آورد که بعدها برخی آهنگسازان از روش او تقلید کردند . موسیقی فیلم مارکوپولو که از سیمای تلویزیون ایران پخش شده است نیز دارای سبکی خاص می باشد . موریکونه به نوعی در ساخت این موسیقی دنباله روی سبک میکلوش رژا بوده است . از شیوه آوازی کرال و ویولن آلتو در موسیقی فیلم مارکوپولو به زیبایی هرچه تمامتر استفاده شده است .
جان ویلیامز : ویلیامز آهنگساز بزرگ آمریکایی است که در سال 1932 در نیویورک به دنیا آمده است .
آثار ویژه او عبارتند از :
1- آسمان خراش جهنمی(با بازی پل نیومن و استیو مک کوئین)
2- سوپرمن 1-2-3
3- برخورد نزدیک از نوع سوم ( استیون اسپیلبرگ )
4- ای تی ( استیون اسپیلبرگ )
5- آرواره های کوسه ( استیون اسپیلبرگ )
6- جنگ ستارگان 1-2-3 ( جرج لوکاس )
7- زمین لرزه
8- دره عروسکها
9- یکشنبه سیاه
جنگ ستارگان از جمله آثار پر هزینه سینما می باشد که دارای موسیقی منسجم و هیجان آوری است و بخوبی گویای عظمت دنیای خارج از زمین است .
جان باری : جان باری آهنگساز انگلیسی و متولد سال 1933 در لندن می باشد .
آثار برجسته او عبارتند از :
1- دکتر نو ( اولین فیلم از مجموعه جیمز باند با بازی شون کانری )
2- گلد فینگر ( جیمز باند )
3- الماسها ابدیند ( جیمز باند )
4- دامی برای جیمز باند
5- از روسیه با عشق ( جیمز باند )
6- اتاقی به شکل ال
7- پرونده ایپکرس ( با بازی مایکل کین )
8- بوفالوی سفید ( با بازی چارلز برونسون )
9- کینگ کونگ
شاید برای خوانندگان عزیز جالب باشد که بدانند سینمای انگلستان هیچ گاه به قدرت سینمای آمریکا-فرانسه و ایتالیا نبوده است ولی مجموعه آثار جیمز باند از این قاعده مستثنی است . جیمز باند عمری بالغ بر 40 سال را پشت سر گذاشته است و در این مدت چندین نسل مجموعه آثار مامور مخفی انگلیسی را دیده اند . نکته حائز اهمیت در مجموعه آثار جیمز باند تکنولوژی بالای صوتی و تصویری آن بوده است که همیشه از زمان خود جلوتر بوده است . آخرین جیمز باند ساخته شده تحت عنوان روز دیگر بمیر با بازی پیرس برازنان و هال بری هنرپیشه اسکاری هالیوود بوده است . اما موسیقی بی نظیر جان باری رنگ دیگری به مجموعه آثار جیمز باند داده است . ملودی زیبا و اکشن و در عین حال لطیف جان باری در اذهان عمومی همچنان باقیست .
هنری منچینی : هنری منچینی یا هنری مانچینی آهنگساز بزرگ آمریکایی ایتالیایی تبار است . متاسفانه اطلاع دقیقی از زندگینامه هنری منچینی در دسترس اینجانب نبوده است . فقط از آثار برجسته او همین کافیست که بدانید موسیقی فیلم پلنگ صورتی ( با بازی کمدین مشهور انگلیسی پیتر سلرز ) و موسیقی فیلم معما ( با بازی کری گرانت – آدری هیپورن و والتر متیو ) از ساخته های هنری منچینی است . فیلم پلنگ صورتی با تیتراژ خاص و استثنایی خود که همان پلنگ صورتی کارتونیست در نزد کارشناسان فیلمسازی طرفداران زیادی دارد . همین کاراکتر پلنگ صورتی بعدها به شخصیت کارتونی محبوب بچه ها و صد البته بزرگترها تبدیل شد .
استفاده فوق العاده زیبای هنری منچینی از گیتار الکتریک و همچنین سازهای بادی فلوت- کلارینت –ساکسوفون – ترومپت و ترومبون در موسیقی پلنگ صورتی شیوه ای ابتکاری در ساخت موسیقی فیلم می باشد . شیوه جزگونه (jazz) منچینی در قطعه سازی و استفاده خاص او از سازهای بادی چوبی و بادی برنجی موسیقی فیلم پلنگ صورتی را به اثری ممتاز تبدیل کرده است .
امین الله حسین : امین الله حسین فرزند احمد حسین که بعدها به حسین اف تغییر نام داد در بازگشت به ایران نام امیری را برای خود انتخاب می کند . امین الله پدر رابرت حسین بازیگر مشهور فرانسوی است ( رابرت حسین زاده از پدری ایرانی و مادری فرانسوی است ) امین الله در سمرقند متولد شد . علاقه وافر او نسبت به موسیقی از سنین کودکی توجه مادرش را جلب کرد و مادرش به او درسهای موسیقی آموخت . حسین می گوید : در خانه ما بیشتر صفحه های موسیقی ایرانی بود و در این میان من عاشق صدای تار درویش خان بودم و از آواز حاجی حسین قلی خان لذت می بردم . امین الله پس از طی دوران ابتدایی برای تحصیلات متوسطه عازم مسکو شد سپس به قصد تحصیل در رشته پزشکی عازم برلین شد ولی در آنجا متوجه شد که طب با روحیه او سازگاری ندارد و بدین ترتیب موسیقی را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد . حسین 4 سال در برلین ماند و تحصیلات موسیقی را نزد آرتور اشنابل و ویلهلم کلاته ادامه داد . پس از مدتی به پاریس رفت و در آنجا زیر نظر ذوئل گالون و پل ویدال آهنگسازی و نوازندگی پیانو را آموخت . امین الله اولین آهنگساز ایرانی بوده است که تحصیلات موسیقی خود را در کنسرواتوار پاریس به پایان رسانده است .
امین الله حسین در تعریف موسیقی می گوید : موسیقی یعنی الهام والهام یک فرایند ذاتیست . موسیقی او غالبا شاعرانه و سرشار از ریشه های ایرانی است . هنگامی که در مورد رنگ و بوی ایرانی در آثارش از او سوال شد پاسخ داد : من ایران و مردمش را بسیار دوست می دارم و همیشه از این مساله که نتوانسته ام در ایران باشم ناراحتم . به نظر من باید موسیقی سنتی ایران را از قفس در آورد و به جهانیان معرفی کرد .
تعدادی از آثار مهم و برجسته امین الله حسین به غیر از موسیقی فیلمهایش عبارتند از :
1- سوئیت مینیاتورهای ایرانی
2- سمفونی پرسپولیس ( خرابه های تخت جمشید )
3- سمفونی آریا
4- نیایش زرتشت
5- راپسودی های ایرانی 1و2
6- کنسرتو پیانوهای 1و2
7- دوستت دارم وطن
اما از آثار موسیقی فیلم او می توان به فیلمهای زیر اشاره کرد :
1- مزه خشونت
2- یک طناب یک کلت
3- آواز جهان
4- مارسل کامو
لازم به توضیح است که آثار موسیقی فیلم امین الله حسین بسیار کمتر از آثار دیگر او هستند . بنابراین نمی توان امین الله را جزو آهنگسازان برجسته موسیقی فیلم نامید .
اما هدف اینجانب بر این بوده که یکی از آهنگسازان ایرانی را که دارای شهرت جهانی است به خوانندگان عزیز معرفی کنم .
خاطره شد
66 سال از زماني كه « بر باد رفته » با بازي ويوين لي و كلارگ گيبل انبوهي از علاقمندان را به سالنهاي سينما كشاند مي گذراند. 66 سال است كه « بر باد رفته » در صدر جدول پرمخاطب ترين فيلم هاي تاريخ سينما ايستاده و گويا قصد ندارد جايش را به فيلم ديگري بدهد.
به گزارش ايران اكتور، « تايتانيك » كه نزديك به هشت سال است عنوان پرفروشترين فيلم تاريخ سينما را يدك مي كشد در جدول پرمخاطب ها در رده ششم قرار دارد.
پنجاه فيلم پرمخاطب تاريخ سينما كه رقم فروش كل آنها (در آمريكاي شمالي) با احتساب بهاي بليط و نرخ تورم هم در جدول آمده است بصورت زير مي باشند:
در جدول زير تنها چهار فيلم از قرن 21 حضور دارند و اين نشان دهنده كاهش بينندگان فيلم هاست: دو فيلم از سال 2004: « شرك2 » و « مرد عنكبوتي2 »، يك فيلم از سال 2002: « مرد عنكبوتي1 » و يك فيلم از سال 2003: « ارباب حلقه ها: بازگشت پادشاه ». بيشترين حجم استقبال هم مربوط به دهه هاي شصت و هفتاد است كه مجموعا بيست و يك فيلم از پنجاه فيلم حاضر در جدول را به خود اختصاص داده است.
از دهه نود هم تنها هفت فيلم حضور دارند: « تايتانيك » (1997)، « پارك ژوراسيك » (1993)، « جنگ هاي ستاره اي: تهديد شبح » (1999)، « فارست گامپ » (1994)، « شير شاه » (1994)، « روز استقلال » (1996) و « تنها در خانه » (1990)
قديمي ترين فيلم حاضر در جدول پنجاه تايي هاي تاريخ سينما، « سفيد برفي و هفت كوتوله » است كه در سال 1937 (دو سال قبل از « بر باد رفته ») به نمايش در آمد و در حال حاضر در رده دهم جدول قرار دارد.
دو فيلم از دهه سي: « سفيد برفي و هفت كوتوله » (1937) و « بر باد رفته » (1939)
چهار فيلم از دهه چهل: « فانتازيا » (1941)، « پينوكيو » (1940)، « بامبي » (1942)، « ناقوس هاي سنت مري » (1945)
پنج فيلم از دهه پنجاه: « ده فرمان « (1956)، « بن هور » (1959)، « زيباي خفته » (1959)، « The Robe » (1959)، « دور دنيا در هشتاد روز » (1956)
ده فيلم از دهه شصت: « آواي موسيقي » (1965)، « دكتر ژيواگو » (1965)، « 101 سگ خالدار » (1961)، « The Graduate (1967)، « مري پاپينز » (1964)، « Thunderball » (1965)، « كتاب جنگل » (1967)، « بوچ كاسيدي و ساندنس كيد » (1969)، « كلئوپاترا » (1963)، « Goldfinger » (1964)
يازده فيلم از دهه هفتاد: « جنگ ستارگان » (1977)، « آرواره هاي كوسه » (1975)، « جن گير » (1973)، « نيش » (1973)، « پدرخوانده 1 » (1972)، « رشوه » (1978)، « داستان عشق » (1970)، « فرودگاه » (1970)، « American Graffiti » (1978)، « زين هاي شعله ور » (1974)، « آسمان خراش جهنمي » (1974)
و هفت فيلم از دهه هشتاد: « ئي تي » (1982)، « امپراطوري ضربه مي زند » (1980)، « بازگشت از جداي » (1983)، « مهاجمان صندوقچه گمشده » (1981)، « Ghostbusters » (1984)، « پليس بورلي هيلز » (1984)، « بتمن » (1989) در اين ليست پنجاه تايي ديده مي شوند.
|
- |
نام فيلم |
استوديو |
فروش كل با محاسبه نرخ تورم |
فروش واقعي |
سال |
|
1 |
بر باد رفته |
MGM |
$1,293,085,600 |
$198,676,459 |
1939 |
|
2 |
جنگ ستارگان |
Fox |
$1,139,965,400 |
$460,998,007 |
1977 |
|
3 |
آواي موسيقي (اشك ها و لبخندها) |
Fox |
$911,458,400 |
$158,671,368 |
1965 |
|
4 |
ئي تي - موجود ماوراي زميني |
Uni. |
$907,867,700 |
$435,110,554 |
1982 |
|
5 |
ده فرمان |
Par. |
$838,400,000 |
$65,500,000 |
1956 |
|
6 |
تايتانيك |
Par. |
$821,413,700 |
$600,788,188 |
1997 |
|
7 |
آرواره هاي كوسه |
Uni. |
$819,704,400 |
$260,000,000 |
1975 |
|
8 |
دكتر ژيواگو |
MGM |
$794,466,900 |
$111,721,910 |
1965 |
|
9 |
جن گير |
WB |
$707,639,500 |
$232,671,011 |
1973 |
|
10 |
سفيد برفي و هفت كوتوله |
Dis. |
$697,600,000 |
$184,925,486 |
1937 |
|
11 |
101 سگ خالدار |
Dis. |
$639,470,400 |
$144,880,014 |
1961 |
|
12 |
امپراطوري ضربه مي زند |
Fox |
$628,356,100 |
$290,475,067 |
1980 |
|
13 |
بن هور |
MGM |
$627,200,000 |
$74,000,000 |
1959 |
|
14 |
بازگشت از جداي |
Fox |
$601,980,200 |
$309,306,177 |
1983 |
|
15 |
نيش |
Uni. |
$570,514,300 |
$156,000,000 |
1973 |
|
16 |
مهاجمان صندوقچه گمشده |
Par. |
$564,107,900 |
$242,374,454 |
1981 |
|
17 |
پارك ژوراسيك |
Uni. |
$551,717,400 |
$357,067,947 |
1993 |
|
18 |
The Graduate |
AVCO |
$547,295,400 |
$104,642,560 |
1967 |
|
19 |
جنگ هاي ستاره اي 1: تهديد شبح |
Fox |
$542,885,200 |
$431,088,301 |
1999 |
|
20 |
فانتازيا |
Dis. |
$531,478,300 |
$76,408,097 |
1941 |
|
21 |
پدرخوانده 1 |
Par. |
$505,104,400 |
$134,966,411 |
1972 |
|
22 |
فارست گامپ |
Par. |
$502,691,900 |
$329,694,499 |
1994 |
|
23 |
مري پاپينز |
Dis. |
$500,363,600 |
$102,272,727 |
1964 |
|
24 |
شير شاه |
BV |
$494,283,500 |
$328,541,776 |
1994 |
|
25 |
رشوه (Grease) |
Par. |
$492,299,200 |
$188,389,888 |
1978 |
|
26 |
Thunderball |
UA |
$478,720,000 |
$63,595,658 |
1965 |
|
27 |
كتاب جنگل |
Dis. |
$471,551,400 |
$141,843,612 |
1967 |
|
28 |
زيباي خفته |
Dis. |
$465,126,800 |
$51,600,000 |
1959 |
|
29 |
شرك2 |
DW |
$454,725,900 |
$441,226,247 |
2004 |
|
30 |
Ghostbusters |
Col. |
$452,675,900 |
$238,632,124 |
1984 |
|
31 |
بوچ كاسيدي و ساندنس كيد |
Fox |
$451,570,300 |
$102,308,889 |
1969 |
|
32 |
Love Story |
Par. |
$447,988,100 |
$106,397,186 |
1970 |
|
33 |
مرد عنكبوتي1 |
Sony |
$444,702,400 |
$403,706,375 |
2002 |
|
34 |
روز استقلال |
Fox |
$443,320,800 |
$306,169,268 |
1996 |
|
35 |
تنها در خانه |
Fox |
$433,498,900 |
$285,761,243 |
1990 |
|
36 |
پينوكيو |
Dis. |
$431,381,300 |
$84,254,167 |
1940 |
|
37 |
كلئوپاترا |
Fox |
$429,974,200 |
$57,777,778 |
1963 |
|
38 |
پليس بورلي هيلز |
Par. |
$429,760,100 |
$234,760,478 |
1984 |
|
39 |
Goldfinger |
UA |
$424,320,000 |
$51,081,062 |
1964 |
|
40 |
فرودگاه |
Uni. |
$423,112,200 |
$100,489,151 |
1970 |
|
41 |
American Graffiti |
Uni. |
$420,571,400 |
$115,000,000 |
1973 |
|
42 |
The Robe |
Fox |
$418,909,100 |
$36,000,000 |
1953 |
|
43 |
دور دنيا در هشتاد روز |
UA |
$413,538,500 |
$42,000,000 |
1956 |
|
44 |
بامبي |
RKO |
$407,759,700 |
$102,247,150 |
1942 |
|
45 |
زين هاي شعله ور |
WB |
$404,656,100 |
$119,500,000 |
1974 |
|
46 |
بتمن |
WB |
$402,909,600 |
$251,188,924 |
1989 |
|
47 |
ناقوس هاي سنت مري |
RKO |
$401,568,600 |
$21,333,333 |
1945 |
|
48 |
ارباب حلقه ها - III: بازگشت پادشاه |
NL |
$393,844,100 |
$377,027,325 |
2003 |
|
49 |
آسمان خراش جهنمي |
Fox |
$392,804,200 |
$116,000,000 |
1974 |
|
50 |
مرد عنكبوتي2 |
Sony |
$385,016,000 |
$373,585,825 |
2004 |
شصت سال تنهايی
آدولف هيتلر مردى است كه جهان را لرزاند و به اعتقاد بسيارى دنيايى كه امروز در آن زندگى مى كنيم ساخته و دست پرورده اوست؛ دنيايى كه چه از نظر نظامى و چه از نظر ارتباطات و از نقطه نظرهاى ديگرى چون پزشكى ، فرهنگى ، اقتصادى ، علمى و حتى تفريحى بى تاثير از او نبوده و نمى تواند باشد.
در اينجا نمى خواهم در مورد خوب يا بد بودن او سخن بگويم چرا كه تبليغات دنياى غرب بر عليه او به حدى است كه هر كس تا نام او را مى شنود به ياد كوره هاى آدم سوزى ، كشتارهاى وسيع غير نظاميان و جنگ و خونريزى و كشتار مى افتد. در صورتى كه واقعيت امر چيز ديگريست واين نكته هيچگاه نبايد فراموش شود كه هيتلر براى سه سال متوالى مرد سال اروپا لقب گرفت و جهانيان او را مى ستودند و ملت آلمان او را مى پرستيدند. پس هيتلر را نبايد به صرف يك جنايتكار جنگى نگريست ، هر چند كه جنايتكار جنگى را نيز بايد بيشتر مورد بررسى قرار داد. در هر جنگى جنايت رخ مى دهد و كشته شدن بيگناهان منفك از جنگ نمى باشد. آيا مى توان باور كرد كه هيتلر به تنهايى دست به اين همه جنايت زده باشد و متفقين جوابى به اين جنايتها نداده باشند. 
در دادگاه نورنبرگ كه براى محاكمه جنايتكاران جنگى برگزار شده بود هيچ وكيل مدافعى از او دفاع نمى كرد و تنها دادستانهاى غربى بودند كه او را محكوم مى كردند و شاهدينى بودند كه همگى دست نشانده متفقين بودند و براى اثبات صحت و يا سقم مطالبشان هيچ بررسى جدى بعمل نيامد.
در جايى ديدم كه شخصى در جايگاه شهود ادعا كرده بود كه در كارخانه اى كار مى كرده كه در آن توسط روغن برگرفته شده از انسانهايى كه سوزانده مى شدند نوعى صابون درست مى كرده اند و تنها مدركش قالب صابونى بود كه روى ميز قاضى دادگاه وجود داشت. حال در مورد اينكه آن صابون مورد آزمايش قرار گرفته يا خير هيچ مدركى در دست نمى باشد.
هيتلر مى گويد: ... به هيچ وجه مهم نيست ، وقتى ما فاتح شديم هيچكس در اين باره سوالى نخواهد كرد.
آرى ، مانند اين است كه او تمامى اين روزها را پيش بينى كرده بوده است و پس از جنگ ، هنگامى كه متفقين به پيروزى رسيده بودند هيچ كس آنها را بازخواست نكرد كه مثلا آقاى استالين شما چرا در اول جنگ كه متحد هيتلر بوديد آن فجايع را در فنلاند بوجود آورديد.
به هرحال ........ مختصرى از زندگى او:
114 سال پيش، دريك غروب بهارى در منطقه سرسبز باواريا ( مرز ميان آلمان و اتريش) ، آلويس و كلارا صاحب فرزندى شدند كه نامش را آدولف گذاشتند.
آلويس هيتلر كارمند اداره گمرك بود و به همين جهت دوست داشت كه پسرش نيز راه او را ادامه دهد وكارمند شود. از اين رو با آنكه درآن زمان در وضعيت مالى بدى قرار داشت پسرش را براى تحصيل به مدرسه فرستاد اما آدولف نمى خواست كارمند شود. او كارمند شدن را همتراز اسارت مى دانست و از اينكه بله قربان گوى كس ديگرى باشد متنفر بود. به همين جهت با آنكه پدرش سخت مخالف بود به هنر نقاشى روى آورد. ديرى نپاييد كه نخست پدر و سپس مادرش را از دست داد و او مجبور شد كه براى ادامه زندگى به تنهايى به وين، پايتخت بزرگ و ثروتمند آن زمان اروپا ، گام بگذارد. او در آنجا روزگار سختى را پشت سر گذاشت. در سال 1914 يعنى درست در سالى كه جنگ اول جهانى رخ داد به آلمان هجرت كرد و چون تعصبات ملى قويى داشت به جبهه اعزام شد و آن طور كه دوستانش مى گويند رشادتهاى زيادى از خود نشان داد تا آنجا كه به مدال صليب شجاعت كه تا آخر عمر با افتخار به گردن مى آويخت نائل گشت. 
به سبب جراحتهاى جنگ در بيمارستان بسترى بود كه خبر شكست آلمان را به گوشش رساندند. اين تلخ ترين خبرى بود كه تا آن زمان شنيده بود و او را منقلب نمود.او سياستمداران را مسببين اصلى اين شكست مى دانست و به همين جهت بود كه نسبت به حكومتى كه آنان بنام جمهورى وايمار تشكيل دادند هيچگاه خوشبين نبود.
پس از جنگ او در قسمت تبليغات ارتش به كار مشغول شد تا زمانيكه وارد حزب كارگران آلمان گشت. اين همان حزبى است كه بعدها بنام حزب ناسيونال سوسياليسم آلمان بزرگترين حزب آلمان گرديد.
حزب كارگران حزبى كوچك و متشكل از نهايتا 10 عضو و تعدادى هوادار بود. اما با مديريت، فعاليت و كوششهاى آدولف هيتلر و همچنين ابداعاتش از قبيل ساختن پرچم و سرود براى حزب و نيز برگزارى جلسات حزبى در اماكن مطرح و همچنين تاسيس روزنامه برا ى حزب رفته رفته تبديل به حزبى بزرگ شد تا آنجا كه دست به يك كودتا زدند كه بعدها بنام كودتاى آبجوفروشى مشهور شد. كودتايى كه در آن هيتلر و ديگر افراد حزب بر عليه دولت جمهورى براه انداختند. اما به سبب خامى او و همكارانش در اين راه با شكست مواجه شدند و نه تنها همگى را به زندان افكندند بلكه حزب تعطيل و غير قانونى اعلام و از هرگونه فعاليتى منع گرديد.
هر كس ديگرى بود دست از كار مى كشيد و يا حداقل در زمانى كه در زندان بود حركتى نمى كرد اما اين شخصيت خارق العاده دست به يكى از بزرگترين اعمال خويش زد، نوشتن كتاب نبرد من .
كتاب نبرد من بعدها بعنوان كتاب مقدس نازيها ( اعضاء حزب ناسيونال سوسياليسم ) درآمد كه در آن ريشه هاى فكرى رايش سوم بيان گرديده است. رايشى كه بزرگترين امپراتورى آلمان لقب گرفت.
پس از آزادى او با دولت توافق نمود كه بر عليه آنان حركتى انجام ندهد و اينچنين بود كه بار ديگر حزب را رو به جلو به پيش راند.
حزب نازى به علت نبوغ سياسى هيتلر به سرعت حزب اول آلمان شد و در پارلمان اكثريت كرسيها را به خود اختصاص داد بطوريكه هرمان گورينگ يكى از نزديكترين ياران هيتلربه عنوان رئيس پارلمان انتخاب گرديد.
سرانجام در 30 ژانويه 1933 ژنرال هيندنبورگ رئيس جمهور سالخورده آلمان آدولف هيتلر را به عنوان صدراعظم آلمان برگزيد و اين لحظه تاريخى آغاز رايش سوم مى باشد.
هيتلر پس از به قدرت رسيدن به سرعت وضع اقتصادى آلمان را بهبود بخشيد و با اينكه در پيمان ورساى آلمان حق داشتن نيروى نظامى را نداشت با نيرنگ يك نيروى نظامى براى آلمان آفريد كه تا آن زمان بى سابقه بود. 
پس از آن اتريش را الحاق خاك آلمان كرد.اتريش پس از جنگ اول جهانى بسيار ضعيف شده بود و هيچ نشانى از شكوه و عظمت گذشته را نداشت ، به همين سبب مردم مشتاقانه به الحاق كشورشان به آلمان قدرتمند راى مثبت دادند. اين واقعه به آنشلوس معروف است.
بدين ترتيب هيتلر در 14 مارس 1938 پيروزمندانه و در حالى كه به ابراز احساسات مردم كه مشتاقانه براى ديدنش صف كشيده بودند پاسخ مى گفت وارد وين ، شهرى كه روزگارى در آن زندگى سختى را سپرى كرده بود ، گرديد.
پيمان ورساى يكى از ذلت بارترين پيمانهايى بود كه پس از جنگ اول جهانى و در پى شكست آلمانها بر ملت آلمان تحميل گرديده بود و هيتلر سوگند خورده بود كه اين پيمان را براندازد. از جمله مفاد اين پيمان دادن سرزمينهايى از آلمان به لهستان بود و چون آلمانيها، لهستانيها را ملتى پست تر از خود مى دانستند اين امر برايشان بسيار گران مى آمد. بدين سبب به دستور هيتلر در سپيده دم اول سپتامبر 1939 لشكريان قدرتمند ورماخت (ارتش آلمان ) مانند سيل از مرز لهستان عبور كردند و از شمال و جنوب و مغرب به سوى ورشو پيش راندند. انگلستان و فرانسه كه در آن زمان جزو هم پيمانان لهستان بودند، پس از اين واقعه به آلمان اعلام جنگ كردند واين آغاز جنگ دوم جهانى، بزرگترين جنگ تاريخ بشرى ، بود.
نبوغ نظامى هيتلر به صورتى بود كه همه جهان را به شگفتى واداشته بود. با تدابير نظامى اين مرد لهستان، دانمارك، نروژ،هلند ، بلژيك و سپس فرانسه به سرعت به اشغال نيروهاى آلمانى درآمد.
هيتلر انگلستان را جزء لاينفك تمدن اروپا مى دانست و در هر لحظه از جنگ براى صلح با انگلستان اقدام مى كرد اما انگليسيها كه مردمى متكبر بودند حاضر به صلحى كه كمتر از تسليم نبود نمى شدند و تا آخرين نفس دلاورانه با آلمانها جنگيدند.
هيتلر كه نه مى خواست انگلستان را از بين ببرد و نه مى خواست قدرت ارتش خود را كاهش دهد از ادامه جنگ در غرب منصرف شد و رويش را به طرف شرق ، يعنى روسيه ، برگرداند.
در ساعت 3:30 بامداد 22 ژوئن 1941 ارتش آلمان طى عملياتى موسوم به بارباروسا به روسيه شوروى حمله كردند. در ابتدا سرعت ارتش بسيار بالا بود و در همان آغاز عمليات قسمتهاى بسيارى از خاك روسيه را به تصرف خود درآوردند.هيتلر و ساير فرماندهانش اينچنين مى پنداشتند كه كار روسيه تا قبل از پائيز به اتمام خواهد رسيد و همين ، بزرگترين اشتباه ، او بود.
در زمستان سرد آن سال روسيه، ارتش آلمان ، بعلت نداشتن تجهيزات كافى براى نبرد زمستانى با آنكه تا دروازه هاى مسكو رسيده بود، بعلت مقاومت سرسختانه مردم و ارتش روسيه، مجبور به عقب نشينى شد و اين آغاز پايان بود. 
پس از ورود آمريكا به جنگ جهانى دوم كه توسط ژاپن صورت گرفت ، روح تازه اى در قواى متفقين دميده شد و جنگ وارد مرحله جديدى گرديد.
سرانجام با توافقى كه توسط سران سه كشور انگلستان،روسيه و آمريكا يعنى چرچيل، استالين و روزولت انجام گرفت ، متفقين از شرق و غرب به سمت آلمان يورش بردند و توانستند ارتش آلمان را به زانو درآورند.
هيتلر تا دقايق آخر مقاومت كرد و چون ديگر هيچ نيرويى براى جنگيدن نداشت براى آنكه جسدش به دست دشمنانش نيفتد دستور داد جسدش را بسوزانند و پس از اين دستور با شليك تپانچه به زندگى پر فراز و نشيب خود پايان داد.
اما جنگ جهانى دوم ، جداى از تبعات منفى ، آثار مثبتى نيز بر جاى گذاشت كه امروزه بشراز آنها بهره مند است. اصولا انسانها در مواقعى كه ضرورت ايجاد كند دست به كارهاى بزرگى مىزنند و رشد سريع علم و دانش بشرى و پيشرفت فوق العاده تكنولوژى كه به علت رقابت شديد نظامى بوجود آمد از جمله اين آثار است.
از ديگر مواردى كه در دنياى پس از جنگ بوجود آمد و مستقيما به اين جنگ مربوط مىشود مى توان از تشكيل سازمان ملل متحد، بوجود آمدن بلوك شرق و غرب و دو قطبى شدن جهان و دهها موارد ديگر را نام برد كه هنوز هم مى توانيم اين موارد را ببينيم.
اما اگر هيتلر پيروز مى شد ما يقينا در دنياى ديگرى زندگى مى كرديم و شايد اين همه كشت و كشتارهايى كه پس از اين جنگ در سرتاسر جهان به بهانه هاى گوناگون شكل گرفته و مى گيرد بوجود نمى آمد....شايد خوشبخت تر از آنى كه هست مى بودیم . و باز هم هزاران شايد ...
در زير چند نقاشی را مشاهده ميکنيد که بدست خود هيتلر کشيده شده است. شايد باور کردنش مشکل باشد



بيست فيلم شاخص سال ۲۰۰۵
مجله پرمير در تازه ترين شماره خود، پرونده اى را به مرور مهم ترين و پرسروصداترين فيلم هايى كه قرار است در سال ۲۰۰۵ به نمايش درآيند اختصاص داده؛ با توجه به تاريخ چاپ مجله، دايره زمانى اين مرور از بهار تا پايان سال ميلادى يعنى ابتداى زمستان است و به فيلم هايى پرداخته شده كه قطعاً در اين سال به نمايش درمى آيند؛ هرچند براى نمايش برخى هنوز تاريخ قطعى مشخص نشده و در بعضى موارد تنها به اكران فيلم در پاييز امسال اشاره شده است.
جنگ هاى ستاره اى: اپيزود سوم ـ انتقام سيت
بازيگران: اوان مك گرگور، هايدن كريستنسن، ناتالى پورتمن، ساموئل ال جكسن و كريستوفر لى؛ كارگردان: جرج لوكاس (فاكس قرن بيستم، ۱۹ مه)
آناكين به روشنى پشت مى كند. اين اولين چيزى است كه درباره اين قسمت تازه مى دانيم. شواليه جوان جداى (هايدن كريستنسن) به سوى نيمه تاريك مى رود و ابى وان كنوبى (اوان مك گرگور) مجبور مى شود دوئلى را با شاگرد پيشينش آغاز كند. نخستين چيزى كه آناكين را به شر نزديك مى كند، همان نقاب سياه و شنل وحشت براى نام تازه است: دارت ويدر. سؤال ها قرار است پس از بيست و هشت سال به پاسخ برسند. اين كه چرا پرنسس ليا آن استخوان ها را نزد خود نگه مى داشت يا اين كه چرا آناكين به قامت دارت ويدر درآمد. در اين قسمت هم مادر پرنسس ليا، سناتور آميدالا (ناتالى پورتمن) حضور دارد. آنچه ما فعلاً مى دانيم اين است: هنگامى كه آناكين و ابى وان براى دفاع از جمهورى و مقابله با حمله كلون ها بر مى خيزند، ژنرال گريووس از نيمه تاريك با رهبرى اين نيمه، سعى مى كند ميان آنها تفرقه اندازد. قدرت شيطانى، آناكين را از آميدالا كه حالا از او فرزندانى دوقلو هم دارد جدا مى كند. آنچه ما نمى دانيم: دلايل آناكين چيست و آيا او در مرگ آميدالا نقش دارد؟ تا ماه مه براى گرفتن پاسخ هايمان به انتظار مى نشينيم.
جنگ دنياها
بازيگران: تام كروز، داكوتا فانينگ، تيم رابينز، ميراندا اوتو و جاستين چت وين؛ كارگردان: استيون اسپيلبرگ (پارامونت، ۲۹ ژوئن)
«من فقط مى خواستم پيش از آن كه امكانش را از دست بدهم، قديمى ترين داستان هجوم بيگانگان به زمين را تصوير كنم.» اين جمله را استيون اسپيلبرگ مى گويد. او مايه فيلم تازه اش را از پدر بزرگ ژانر بيگانگان گرفته است: رمان اچ جى ولز در سال ۱۸۹۸؛ كه يك بار در ۱۹۳۸ توسط اورسن ولز به شكل آن نمايشنامه معروف راديويى درآمد و يك بار در سال ۱۹۵۳ به فيلم برگردانده شد. داستان اسپيلبرگ در روز موعود بر روى رى (تام كروز) تمركز دارد. مردى در نيوجرسى كه نتوانسته پدر خوبى براى بچه هايش (داكوتا فانينگ و جاستين چتوين) باشد. وقتى بيگانگان به زمين حمله مى كنند، رى ناخواسته در صف اول مدافعان زمين قرار مى گيرد. جلوه هاى ويژه، بخش جدايى ناپذير جنگ دنياها است اما اسپيلبرگ مى گويد كه همانند نجات سرباز رايان، اين قصه هم ميان رؤياپردازى هاى هاليوود جا نمى گيرد. او اضافه مى كند: «در اينجا نقطه ديد همه آدم ها، تلاش براى كنار هم بودن و زنده ماندن است.»
آقا و خانم اسميت
بازيگران: براد پيت و آنجلينا جولى؛ كارگردان: داگ ليمان (فاكس قرن بيستم، ۱۰ ژوئن)
چه كسانى بهتر از دو ستاره فيلم هاى عاشقانه اين سال ها براى بازى در نقش يك زوج آدمكش كه مأموريت شان، كشتن ديگران است. البته داگ ليمان كه در كارنامه اش فيلم هويت بورن را دارد، از ميان نام هايى چون ويل اسميت، نيكول كيدمن و كاترين زتاجونز گذشت تا سرانجام براد پيت و آنجلينا جولى را براى ايفاى نقش اين زوج انتخاب كرد. جولى مى گويد: «فكر كردم چه زندگى هيجان انگيزى است كه دو نفر در كنار هم چنين شغلى داشته باشند. فكر كنيد زندگى آنها تا چه حد مخفيانه و تا چه حد واقعى است.» جولى البته تجربه بازى در چنين نقشى را پس از تامب رايدر دارد هر چند در اين مدت سعى كرده بود عمده حضورش در فيلم هاى كمدى و آرام تر باشد. او با چنين زمينه اى به براد پيت هم كمك كرده است: «دور هم مى نشستيم و در حضور تهيه كنندگان، نويسندگان و كارگردان سعى مى كرديم همه چيز را آنگونه كه بايد، آناليز كنيم. سعى ما بيرون كشيدن چيزى بود كه در لايه هاى زيرين داستان نهفته بود.»
اليزابت تاون
بازيگران: ارلاندو بلوم، كريستن دانست و سوزان ساراندون؛ كارگردان: كامرون كرو (پارامونت، ۲۹ ژوئيه)
اين داستان درباره مرد جوانى است كه با مرگ پدرش درهم مى شكند؛ روايتى اتوبيوگرافيكال از كامرون كرو در مقام كارگردان. درو بايلور (ارلاندو بلوم) پسر يك كارخانه دار پس از مرگ پدر بر سر دوراهى مى ماند. ادامه راه او و تامين زندگى مادر (سوزان ساراندون) و خواهرش، يا گذشتن از همه چيز. او با كلر (كريستن دانست) ملاقات مى كند. دخترى كه به گفته كرو، بايلور را به جهنمى عميق تر مى برد. اين فيلم قرار بود خيلى زودتر از اين آماده شود. زمانى كه آشتون كاچر ستاره پركار اين يكى دو سال از پروژه كنار رفت، به نظر مى رسيد حتى ساخت فيلم هم منتفى شده اما ارلاندو بلوم به فرشته نجات كرو بدل شد. خود بلوم مى گويد: «كامرون فقط يك لحظه را فيلمبردارى و آن لحظه پر بود از زيبايى و صميميت. همان وقت دانستم كه با او كاملاً راحت خواهم بود.»
امپراتورى آسمان
بازيگران: ارلاندو بلوم، اوا گرين، ليام نيسون، جرمى آيرونز و ديويد تيوليس؛ كارگردان: رايدلى اسكات (فاكس قرن بيستم، ۶ مه)
هيچ كس بهتر از رايدلى اسكات براى تصوير كردن يك داستان حماسى در قرون گذشته وجود ندارد و فيلم ماجراجويانه امپراتورى آسمان كه در قرن دوازدهم رخ مى دهد، دقيقاً نمونه چنين فيلمى ست. ارلاندو بلوم در نقش باليان، كسى است كه همسر و فرزندش را گم كرده. وقتى يكى از نزديكان او (ليام نيسون) از سرزمين مقدس باز مى گردد، به او نشانه هايى از گذشته و آينده را مى دهد. با اين اطلاعات، باليان سفرى را به شرق و اورشليم آغاز مى كند؛ جايى كه شاهزاده شهر، سيبلا با بازى اوا گرين كه پيش تر در دريمرز حضور داشته، بخشى از قصرش را براى او كنار گذاشته. باليان در اينجا بايد به مقابله با مهاجمان به شهر بپردازد. اسكات معتقد است اين از معدود شخصيت هاى تاريخى است كه مى توان با او همذات پندارى كرد: «ما در ميانه هاى راه كاملاً همراه او شده بوديم.» بلوم هم درباره باليان مى گويد: «او شخصيتى حقيقى، آزاد و جدا از قيدوبندهاى تاريخى بود. سفر ماجراجويانه اش هم وجوه مختلفى را در بر مى گرفت. يك تجربه تمام عيار براى يك مرد.»
جزيره
بازيگران: اوان مك گرگور، اسكارلت يوهانسن، استيو بوشمى و جيمون هانسو؛ كارگردان: مايكل بى (دريم وركز، ۲۲ ژوئيه)
«جزيره با همه فيلم هايى كه از من ديده ايد و شروعش با يك صداى مهيب بوده، تفاوت دارد.» اين جمله هاى مايكل بى كارگردان فيلم هايى چون آرماگدون و پرل هاربر است؛ يكى از نمادهاى سينماى علمى تخيلى در اين سال ها. جزيره، داستان لينكلن (اوان مك گرگور) و جردن (اسكارلت يوهانسن) است كه در يك محيط شبيه سازى شده به دنيا آمده و رشد كرده اند. وقتى آنها تلاشى را براى خروج از ميان كلون ها آغاز مى كنند، همه چيز رنگ ديگرى به خود مى گيرد. «هر روز بيشتر از قبل به اين احساس مى رسم كه حضور آدم هاى شبيه سازى شده، نزديك و نزديك تر است؛ اين كمى من را مى ترساند.» اين جملات استيو بوشمى بازيگرى است كه نقش يك انسان معمولى را در جزيره بازى مى كند. خود بى هم در اين زمينه مى گويد: «مى خواهم وقتى مردم از سالن سينما خارج شدند به هم بگويند اگر چنين امكانى وجود داشته باشد، تو واقعاً حاضرى يك موجود شبيه سازى شده را بخرى؟»
ايون فلاكس
بازيگران: چارليز ترون، مارتين كوكاس، جانى لى ميلر و فرانسيس مك دورماند؛ كارگردان: كارين كوزاما (پارامونت، سپتامبر)
در اين اكشن ماجراجويانه كه بر اساس مجموعه انيميشن موفق شبكه «ام تى وى» شكل گرفته، همه چيز در قرن بيست و پنجم رخ مى دهد؛ زمانى كه قواعد كنونى از ميان رفته و دو فرهنگ متضاد شكل گرفته است. در چنين شرايطى ايون فلاكس (چارليز ترون) كه يك آدمكش حرفه اى است، در مقابل ديكتاتور دانشمند ديوانه اى به نام ترور گودچايلد (مارتين كوكاس) مى ايستد، اما دلايل اين مأموريت و شرايطى كه بوجود مى آيد سبب مى شود احساسى در ايون نسبت به ترور پديد آيد: « احساس كردم عمده ترين كارى كه بايد در اين فيلم انجام شود در آوردن همين حس و حال است.» اين جمله را كوزاما مى گويد و اضافه مى كند كه وجه اكشن فيلم براى او كه تجربه كار در چنين فضاهايى را دارد، چندان مشكل آفرين نبوده است. چارليز ترون هم مشكل ترين وجه فيلم را، نه صحنه هاى اكشن، كه لباسى مى داند كه در سراسر فيلم بر تن داشته: «آن پوشش چنان دست و پاگير بود كه در سراسر فيلم با آن مسأله داشتم. آن زمين خوردن ميانه هاى كار هم به همين مسأله باز مى گشت.» اشاره ترون به مصدوميتى است كه براى او در ميانه هاى فيلم پيش آمد و سبب شد فيلمبردارى شش هفته اى متوقف شود.
برادران گريم
بازيگران: مت ديمون، هيث لجر و مونيكا بلوچى؛ كارگردان: ترى گيليام (دايمنشن، ۲۳ نوامبر)
آخرين ساخته ترى گيليام سازنده فيلم هايى چون برزيل و ۱۲ ميمون، تصويركننده داستان افسانه اى دو برادر آلمانى (مت ديمون و هيث لجر) است كه براى محافظت از خود پا به دنيايى ناشناخته مى گذارند. نقطه مقابل آن ها ملكه اى خون آشام (مونيكا بلوچى) در قامت يك شيطان مجسم است. ملكه اى كه خون دختران باكره، زيبايى افسانه اى اش را براى هميشه حفظ مى كند: «بازى در يك نقش شيطانى تجربه اى غريب بود.» بلوچى اين جمله را مى گويد و با خنده اضافه مى كند: «خب، من ترجيح مى دهم بيشتر نقش فرشتگان را بازى كنم. شايد نقش يك فرشته خطرناك.»
كينگ كنگ
بازيگران: نائومى واتس، آدرين برودى، جك بلك، اندى سركيس و جيمى بل؛ كارگردان: پيتر جكسون (يونيورسال، ۱۴ دسامبر)
«اين عظيم ترين فيلمى بود كه تاكنون در آن بازى كرده بودم.» اين جمله را نائومى واتس مى گويد كه به نقش كلاسيك فى رى، جان بخشيده است: «اما برترى اين عظمت در اين بود كه تا به حال به اين خوبى كار نكرده بودم.» پروژه بلندپروازانه بازسازى كينگ كنگ حاصل ادامه مسير پيتر جكسون است. كسى كه تريلوژى ارباب حلقه ها را با موفقيت به پايان رساند و سپس با بودجه اى ۱۵۰ ميليون دلارى، به سراغ اين فيلم آمد. فيلمى كه از ۹ سالگى دوست داشت روزى كارگردانى اش كند. بيشتر كار ساخت فيلم در نيوزيلند، زادگاه جكسون صورت گرفته؛ جايى كه او ارباب حلقه ها را هم سر و سامان داده بود. او نيويورك سيتى را با همه جزئياتش در كنار جانور عظيم الجثه روى كامپيوترها به دست آورده... در اينجا هم اندى سركيس كه در سه گانه پيشين ايفاگر نقش گالوم بود، حضور دارد و همه چيز، همانند آن فيلم رضايت بخش پيش رفته است.
افسانه زورو
بازيگران: آنتونيو باندراس، كاترين زتاجونز و روفوس سيول؛ كارگردان: مارتين كمپبل (كلمبيا، ۲۳ سپتامبر)
واكنش تان نسبت به بازگشت كاراكتر كلاسيك زورو، هفت سال پس از نمايش نقاب زورو چيست؟ گويا خيلى ها منتظر اين بازگشت هستند. آلخاندرو/ زورو (آنتونيو باندراس) و النا (كاترين زتاجونز) حالا ازدواج كرده اند و با پسر ده ساله شان در كاليفرنياى مكزيك روزگار مى گذرانند. درست در هنگامى كه النا فكر مى كند ديگر نيازى به نقاب زورو نيست، جنبش هايى در شهر، آلخاندرو را وا مى دارد تا بار ديگر علامت Z را در گوشه و كنار شهر باقى بگذارد. اين واكنش زندگى خانوادگى او را به جهنم تبديل مى كند. از اين جا به بعد را خود باندراس تعريف مى كند: «النا او را ترك مى كند و آلخاندرو نوشيدن را آغاز مى كند؛ اين موقعيت جديدى براى مبارز افسانه اى است.» در اين فيلم، ديگر آنتونى هاپكينز حضور ندارد. زتاجونز مى گويد: «در يكى از فيلمنامه ها او را در يك فلاش بك مى ديديم.» شايد حالا هم قرار است هاپكينز به يكباره غافلگيرمان كند. زتاجونز ادامه مى دهد: «نه. او باز نمى گردد؛ هرچند آرزو داشتم او در اين فيلم هم حضور مى داشت.»
هرى پاتر و جام آتش
بازيگران: دانيل رادكليف، اما واتسون، روپرت گرينت، مايكل گامبون، گرى اولدمن، رالف فاينس و ميراندا ريچاردسون؛ كارگردان: مايك نيوئل (برادران وارنر، ۱۸ نوامبر)
سالى ديگر در هاگوارتز و كارگردانى ديگر در رأس كار. در همان نگاه اول هرى پاتر و جام آتش از جذاب ترين داستان هاى مجموعه براى سينمايى شدن است. داستانى كه در پيامد يك مسابقه بزرگ جادوگرى، احياى لرد ولدمور (رالف فاينس) را به همراه دارد: «اين داستان درباره بازگشت خود شيطان است.» اين جمله را نيوئل مى گويد و ادامه مى دهد: «هرى اين بار مجبور است با چهره واقعى ولدمور روبرو شود.» در اين قسمت يك كاراكتر تازه هم وجود دارد. خبرنگار سمج روزنامه جادوگران يعنى ديلى پرافت با نام ريتا اسكيتر (ميراندا ريچاردسون) كه از اين قسمت وارد مجموعه مى شود. ريچاردسون مى گويد: «او يك آدم كاملا نچسب و فوق العاده نفرت انگيز است. ريتا نوشته هايى را معامله مى كند كه هنوز شكل عينى به خود نگرفته اند.»
شهر گناه
بازيگران: ميكى رورك، بروس ويليس، كلايو اوون، جيمى كينگ، بريتانى مورفى، جسيكا آلبا، نيك استال، رزاريو داوسن و خيلى هاى ديگر؛ كارگردان: رابرت رودريگوئز و فرانك ميلر (دايمنشن، ۱ آوريل)
زمانى كه فرانك ميلر تصميم گرفت رمان نوآر تصوير معروفى چون شهر گناه را روى پرده ببرد، با استقبال رابرت رودريگوئز مواجه شد. آن ها فصل افتتاحيه را با حضور افتخارى جاش هارتنت و مارلى شلتون فيلمبردارى كردند: «درباره هركس كه صحبت مى كرديم، روز بعد آنجا بود.» اين را ميلر با خنده مى گويد و ادامه مى دهد: «براى همين، كلى كارگردان افتخارى و بازيگر ميهمان داشتيم.» البته اين موضوع بيش از ميلر به رودريگوئز باز مى گردد؛ كسى كه تا حد زيادى به يك تارانتينوى دوم شهرت يافته و به سبب رفاقت زيادشان يك فصل از فيلم را هم تارانتينو كارگردانى كرده است. هر چه باشد تارانتينو در تيتراژ پايانى بيل را بكش از او به عنوان برادرش ياد كرده و اين سكانس افتخارى، كوچك ترين حاصل اين رابطه است.
مرد سيندرلايى
بازيگران: راسل كرو، رنى زلوگر و پل جياماتى؛ كارگردان: ران هاوارد (يونيورسال، ۳ ژوئن)
فيلمى براساس زندگينامه جيمز براداك، مشتزن معروف دهه ۳۰ كه همكارى دوباره مثلث راسل كرو، ران هاوارد و آكيوا گلدزمن را پس از فيلم ذهن زيبا به همراه دارد. در واقع گروه اسكارى سال ،۲۰۰۲ اين بار گرد هم آمده اند تا يك زندگينامه ديگر را به يك روايت اسكارى تازه بدل كنند: «تجربه تصوير كردن زندگى آرام خانوادگى اين مشتزن، خيلى سخت تر از كار در دكور فيلم آپولو ۱۳ بود. بازخوانى داستانى واقعى كه بايد به معناى واقعى كلمه، كارگردانى و دراماتيزه مى شد.» براى ساخت مرد سيندرلايى، شهر تورنتو بدل به نيويورك دهه ۳۰ شد. رنى زلوگر كه در اين فيلم نقش مى، همسر جيمز را ايفا مى كند، درباره دشوارى نقش خود چنين مى گويد: «او زنى است كه حتى دل ديدن مبارزه هاى همسرش را روى رينگ ندارد. نمى تواند مشت خوردن و صدمه ديدنش را تماشا كند و تنها به مردش افتخار مى كند، چرا كه او در عين حفاظت از خانواده، يك قهرمان است.»
پلنگ صورتى
بازيگران: استيو مارتين، كوين كلاين، بيانسه ناولس و ژان رنو؛ كارگردان: شاون لوى (ام جى ام ۲۲ جولاى)
ايده استيو مارتين براى جان دادن به بازرس كلوزو در نسخه جديد پلنگ صورتى خيلى از طرفداران آن مجموعه را متأثر كرده اما مارتين بى اعتنا به اين واكنش ها فيلمنامه را خودش بازنويسى كرده و اعتقاد دارد هيچ ترسى از اسطوره پيتر سلرز به خود راه نداده: «آن نسخه سرجايش است و در هر زمانى مى توان به آن رجوع كرد. من هم سعى كردم مسير آن فيلم ها را ادامه دهم.» در دهمين فيلم مجموعه پلنگ صورتى، كلوزو به نيويورك سيتى مى رود. در نيويورك بازرس دريفوس (كوين كلاين) هم همراه كلوزو است. آنها در راه يافتن الماس پلنگ صورتى به يك خواننده سرشناس مشكوك مى شوند كه نقش اين خواننده را بيانسه بازى مى كند. «اين فيلم بازگشت استيو مارتين به ريشه هايش است» شاون لوى با بيان اين نكته مى گويد: «اين يكى از آن نقش هايى است كه مارتين برايش آفريده شده است.» خود مارتين هم درباره نقش مى گويد: «وقتى آنها در پشت صحنه فرمان شروع را مى دهند، تو فراموش مى كنى كه چندساله اى... درست همانند يك رقصنده كه هنگام رقص، هيچ حد و مرزى را در اطرافش نمى شناسد.»
چارلى و كارخانه شكلات سازى
بازيگران: جانى دپ، فردى هاى مور، ديويد كلى، نوآ تايلور، هلنا بونهم كارتر و جيمز فاكس؛ كارگردان: تيم برتون (برادران وارنر، ۱۵ ژوئيه)
در همين ابتدا يك نكته را بايد گفت: نسخه تازه هيچ ربطى به ويلى وانكاى جين وايدر ندارد. «بيش از هر چيز به خالق داستان يعنى روآلد دال نزديك شديم.» اين را جانى دپ مى گويد. كسى كه براى چهارمين بار با تيم برتون و براى دومين بار پس از فيلم در جست و جوى نورلند با فردى هاى مور همكارى مى كند. داستان، همان داستان معروف است. رمان محبوب بچه ها و حتى بزرگترها كه برتون آن را بر اساس فيلمنامه اى از جان آگوست نويسنده ماهى بزرگ تصوير كرده است؛ «هيچ چيز تازه اى وجود ندارد. ما فقط سعى كرديم آنچه را كه در كتاب جارى است، سينمايى كنيم. روح كتاب چنين چيزى را مى طلبد.» اين را برتون مى گويد و سعى مى كند توضيح دهد كه تا آنجا كه شده، سعى كرده اند كمتر از جلوه هاى ويژه استفاده كنند. همه دكورهاى فيلم در استوديوى پاين وود انگلستان ساخته شده است؛ دكورهايى كاملاً نزديك به واقعيت. برتون مى گويد: «اين خيلى اهميت داشت كه همه چيز سر صحنه واقعى باشد. همه بايد احساس مى كردند كه همه چيز در واقعيت جريان دارد. به نظرم خيلى وحشيانه است كه با پرده آبى جلوه هاى ويژه، يك كابوس شبانه براى بازيگران كودك بسازيم.»
بتمن آغاز مى كند
بازيگران: كريستين بيل، مايكل كين، ليام نيسون، مورگان فريمن، گرى اولدمن، كن واتانابه، كتى هولمز و سيليان مورفى؛ كارگردان: كريستوفر نولان (برادران وارنر، ۱۷ ژوئن)
كريستوفر نولان در مقام كارگردان كه فيلم يادآورى را در كارنامه دارد، به همراه كريستين بيل براى بتمن، گذشته اى را ساخته اند؛ براى بروس وين در روزهاى جوانى: «المان هايى از گذشته در بتمن هاى پيشين وجود داشت كه هيچ گاه صحبتى از آنها به ميان نمى آمد. اين همان جايى است كه بايد آن گذشته طرح مى شد.» اين جملات اما توماس تهيه كننده نسخه تازه است. كتى هولمز يكى از بازيگران نسخه تازه هم درباره راشل دخترى كه نقشش را ايفا مى كند مى گويد: «او هيچ نظرى درباره معناى بتمن بودن ندارد. در اين فيلم همه چيز پيش زمينه اى براى آن چيزهايى است كه قبل تر ديده ايم.» حتى كاراكترهاى منفى اين قسمت هم با آنچه در فيلم هاى قبلى ديده ايم، خيلى تفاوت دارند. اين موضوع را حتى مى توان از بازيگران نقش ها هم فهميد. سيليان مورفى كه در بيست و هشت روز بعد، او را ديده بوديم و كن واتانابه كه همان سامورايى سرسخت فيلم آخرين سامورايى است: «هيچ كدام از اين كاراكترها، قدرتى فرابشرى ندارند. بنيان همه چيز بر واقعيت است و هيچ چيز در فيلمنامه وجود ندارد كه بتوان آن را غير قابل تصور دانست.» اين جملات مورفى، يك معنا بيشتر ندارد. بتمن تازه، فاصله اى از زمين تا آسمان با بتمن و رابين جوئل شوماخر دارد.
چهار خارق العاده
بازيگران: لوآن گرافاد، مايكل چيكليس، جسيكا آلبا و كريس ايوانز؛ كارگردان: تيم استورى (فاكس قرن بيستم، ۱ ژوييه)
يك گروه چهارنفره فضا نورد در مأموريتى براى مردى ثروتمند به نام ويكتور وان دوم تبديل به موجوداتى با قدرت فراطبيعى مى شوند. ريچارد (لوآن گرافاد) به عنوان آقاى خارق العاده رهبرى گروه را بر عهده مى گيرد. سو (جسيكا آلبا) بدل به زن نامرئى مى شود. برادرش جانى (كريس ايوانز) و بن گريم (مايكل چيكليس) هم دو عضو ديگر گروه هستند كه قدرت هايى به دست مى آورند. تيم استورى كارگردان تاكسى درباره فيلم تازه اش مى گويد: «داستان درباره حقيقت است. آنچه كه ما احتياج داريم، قدرتى است كه بتواند در پيامدش صلح به همراه داشته باشد.» چهار خارق العاده اقتباس تازه هاليوود برمبناى يكى از كميك بوك هاى كمپانى و انتشارات مارول است. يك فيلم خانوادگى با جلوه هاى ويژه فراوان. جسيكا آلبا مى گويد: «هيچ چيز ترسناكى وجود ندارد. اين داستانى درباره رابطه ميان آدمهاست.»
خاطرات يك گيشا
بازيگران: ژانگ زى ئى، كن واتانابه، ميشل يو و گونگ لى؛ كارگردان: راب مارشال (كلمبيا، دسامبر)
«احساس مى كنم فقط دوست دارم درباره دهه هاى ۳۰ و ۴۰ فيلم بسازم.» اين را راب مارشال مى گويد و در تكميل جمله اش اضافه مى كند: «جايى كه پول هاى هنگفت براى كارهاى بزرگ خرج مى شد.» اين حرف مارشال به فيلم پيشين و موفق در اسكارش يعنى شيكاگو و همين فيلم تازه بر مى گردد. جايى كه او پس از مدت ها كش و قوس و كناره گيرى نهايى استيون اسپيلبرگ، امكان ساخت نسخه سينمايى رمان پرفروش سال ۱۹۹۷ را بدست آورد؛ داستان دختر جوانى كه در ميانه جنگ جهانى دوم در ژاپن، به موقعيتى عجيب دست يافت: «قرار گرفتن در قالب يك گيشا، تجربه عجيبى بود كه آسان بدست نيامد. معلمانى هستند كه به تو مى گويند كه چگونه بايد راه بروى يا چگونه كيمونوى خود را به تن كنى. همه چيز شكل متفاوتى دارد.» اين جملات ژانگ زى ئى به اين معناست كه مناسبات جارى در فيلم براى خود او هم به عنوان يك آسيايى غريب بوده است. فيلم گروهى از بهترين بازيگران اين سال هاى شرق دور را در خود جمع دارد. مارشال مى گويد: «خيلى دوست داشتم در حين كار با يك فرهنگ متفاوت، چيزهاى تازه اى ياد بگيرم.»
افسون شده
بازيگران: نيكول كيدمن، ويل فارل، شرلى مك لين و مايكل كين؛ كارگردان: نورا افرون (كلمبيا، ۸ جولاى)
«اين يك بازسازى نيست. يك كار دوباره است، يك حركت دوباره يا... هرچيزى كه مى توانيد با كلمه دوباره تصور كنيد.» نورا افرون با اين جملات درباره افسون شده صحبت مى كند. نسخه تازه اى كه او از روى سيت كام معروف تلويزيونى دهه شصت ساخته، به نوعى درهم آميزى واقعيت و خيال است. اگر در آن نسخه، تنها خود ماجراى عاشقانه متمركز بر زندگى سامانتا مطرح بود، اينجا دوربين به همان مجموعه و پشت صحنه اش هم سرك مى كشد و فيلم جز روايت ماجراى سامانتا (نيكول كيدمن)، درباره پشت صحنه مجموعه هاى اين چنينى هم هست. كمدى ساز مطرح اين سال ها كه البته بعد از فيلم نامه دارى، هنوز نتوانسته به آن محبوبيت گذشته برسد به حاصل كار تازه اش خيلى اميدوار است؛ جايى كه كيدمن، جايگزين بازيگر هميشگى فيلم هاى او يعنى مگ رايان شده است. خودش در اين باره مى گويد: «او بيش از هربازيگر ديگرى يك ستاره است. در تمام طول فيلم، بايد مراقب قاب هايت باشى كه مبادا، چهره او حالت زشتى در كار بگيرد. البته او گريم هاى سنگينى را هم روى صورت داشته اما اينجا او بايد يك كيدمن زيبا مى بود، نه ويرجينيا وولف در ساعت ها.»
syriana
بازيگران: جرج كلونى، مت ديمون، جفرى رايت، ميشل موناهان و مظهر منير؛ كارگردان: استفن گاگان (برادران وارنر، پاييز)
«پس از قاچاق، ايده هاى فراوانى درباره نفت آسياى ميانه و برخوردهاى دولتمردان آمريكايى با اين مقوله به ذهنم رسيد. پس از مسائل مربوط به مكزيك و مواد مخدر، اين شايد دومين موردى است كه در اجتماع درباره اش صحبت مى شود و مى خواستم در حول و حوش آن به نتايجى برسم.» استفن گاگان همان برنده جايزه اسكار بهترين فيلمنامه براى قاچاق است كه حالا در فيلم تازه اش با دلايلى كه مى آورد، به سراغ موضوع نفت رفته؛ محور فيلمنامه فيلم تازه گاگان، اين بار روى پنج نفر است: يك مأمور سازمان سيا (جرج كلونى با درصدى اضافه وزن)، يك تحليلگر بزرگ مسائل نفتى در يك كمپانى معتبر (مت ديمون)، وكيلى در واشنگتن (جفرى رايت)، يك برنده مسابقات زيبايى (ميشل موناهان) و يك مهاجر كارآموخته در پالايشگاه هاى نفتى خليج فارس (مظهر منير). گاگان در ادامه حرف هايش مى گويد: «اين افراد به چيزهايى باور دارند كه با باور ديگران متفاوت است. فيلم به آنها و زندگى شان مى پردازد و به اين نكته كه نفت چه نقشى در زندگى امروز دارد. به ياد نمى آورم در اين سال ها، هيچ فيلمى به چنين خانواده بزرگى در جهان پرداخته باشد.»
تفريح با ديك و جين
بازيگران: جيم كرى و تئا لئونى؛ كارگردان: دين پاريسوت (كلمبيا، ۲۴ ژوئن)
در سال ،۱۹۷۷ جرج سيگال و جين فاندا در فيلمى بازى كردند با نام تفريح با ديك و جين كه چندان هم فيلم موفقى نبود و حتى ميان ده فيلم پرفروش سال هم قرار نگرفت اما حدود ۲۸ سال بعد، هاليوود ترجيح داده بار ديگر بخت اين داستان را براى ارائه به تماشاگران بيازمايد. پاريسوت كارگردان نسخه تازه مى گويد: «هميشه از نخستين كسانى بودم كه مى گفتم هرگز در ساخت يك بازسازى مشاركت نمى كنم و در اينجا حتى فيلم اصلى، اثرموفقى هم نبود اما داستان مايه هايى داشت كه نتوانستم از آن بگذرم.» پاريسوت كه جايگزين برى ساننفلد در روزهاى آخر شد، به جاى زوج سيگال و فاندا از زوج جيم كرى و تئا لئونى استفاده كرده است. خود لئونيهم درباره بازآفرينى نقش فاندا مى گويد: «اين يك عاشقانه واقعى است. در نسخه تازه روى مسأله بانى و كلايدوار بودن اين رابطه و چگونگى تبديل اين زوج آرام به دزدانى حرفه اى تأكيد شده و از مقدمه چينى بلند فيلم اصلى خبرى نيست.» تفريح با ديك و جين، از جيم كرى هم در نقش اصلى بهره مى برد كه به نظر مى رسد، مى تواند تثبيت بيشتر او را در جايگاه يك ستاره پولساز به همراه داشته باشد.































